چرا شناختِ رقبای ارگانیک مهم است؟
رقیبِ سئوی تو لزوماً رقیبِ تجاریِ ذهنیات نیست؛ رقیبِ واقعی همان سایتی است که روی کلماتِ هدفت در گوگل بالاتر از تو میآید. ابزارِ تحلیل رقبا با گرفتنِ یک عبارتِ پایه، چند کلمهی مرتبط میسازد، نتایجِ واقعیِ گوگل را برای هرکدام بررسی میکند و دامنههایی را که بارها تکرار میشوند تجمیع و بر اساسِ امتیازِ دید (وسعتِ حضور + کیفیتِ جایگاه) رتبهبندی میکند. خروجی، فهرستِ رقبای واقعیِ توست — نقطهی شروعِ هر استراتژیِ رقابتی.
حالتِ دوم: کلماتِ همکانسپت و LSI
برای رتبهگرفتن روی یک کلمه، فقط تکرارِ همان کلمه کافی نیست؛ گوگل انتظار دارد محتوای تو میدانِ معناییِ کامل آن موضوع را پوشش بدهد. در حالتِ «کلماتِ همکانسپت و LSI»، کلمهی هدف را میدهی و ابزار صفحاتِ برترِ رقبا را کراول میکند و عبارتهایی را که بارها و بهطورِ مشترک در آن صفحات تکرار شدهاند استخراج میکند (بر پایهی فراوانیِ سند و کلمه — DF/TF). برای هر عبارت درصدِ پوشش (چند درصدِ رقبا از آن استفاده کردهاند) و بازهی تکرارِ پیشنهادی را میدهد. این یعنی دقیقاً میدانی برای رقابت روی این کلمه چه مفاهیمی را باید بنویسی.
تمهای مفهومی و سؤالاتِ مرتبط
علاوه بر واژگان، تمهای مشترکِ تیترهای رقبا و سؤالاتِ «مردم همچنین میپرسند» را هم استخراج میکند تا ساختارِ محتوا و بخشِ پرسشوپاسخ را از روی الگوی برنده بسازی.
زنجیره با بقیهی ابزارها
تحلیل رقبا با شکاف کلمات کلیدی، دستیار محتوای سئو و تحلیل بکلینک زنجیر میشود: رقبا را اینجا بشناس، شکافِ کلماتشان را پیدا کن، محتوای کاملتر بنویس و از بکلینکهایشان ایده بگیر.
چرا الگوریتمی و قابلاعتماد است؟
همهچیز از نتایجِ واقعیِ گوگل و تحلیلِ آماریِ متنِ رقبا میآید — شفاف و بدونِ حدس. هر عددی که میبینی (امتیازِ دید، پوششِ عبارت) قابلتوضیح است.
برای چه کسانی مفید است؟
برای سئوکارها، تولیدکنندگانِ محتوا و آژانسها که میخواهند پیش از تولید محتوا، زمینِ رقابت و واژگانِ لازم را دقیق بشناسند. همین حالا شروع کن و رقبایت را بشناس.